» » بهای دروغ‌ها چقدر است؟ / نگاهی به سریال محبوب و پرطرفدار «چرنوبیل»
بهای دروغ‌ها چقدر است؟ / نگاهی به سریال محبوب و پرطرفدار «چرنوبیل»
0
دسته بندی

بهای دروغ‌ها چقدر است؟ / نگاهی به سریال محبوب و پرطرفدار «چرنوبیل»

این مینی سریال پنج قسمتی توسط کریگ مازن نوشته و یوهان رنک که سه قسمت از بریکینگ بد را هم ساخته، کارگردانی آن را برعهده داشته است. هیچکدام از این دو کارنامه چشمگیری نداشتند، بنابراین چرنوبیل را باید تک موفقیت بزرگ آنها دانست.

سریال چرنوبیل بخش اعظمی از محبوبیت خود را مدیون بازسازی دقیق و پرجزئیاتِ هولناک‌ترین فاجعه‌ی اتمی تاریخ است که در سال 1986 در نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل، واقع در منطقه‌ای به همین نام در اوکراین رخ داده است. فاجعه‌ای که آمار قربانیان آن با وجود پنهان‌کاری‌های حکومت شوروی بین 10 هزار تا 100 هزار نفر تخمین زده شده است.

سریال با تصویر مردی تنها که در گوشه‌ای از خانه تاریکیش مچاله شده و خاطراتش را ضبط می‌کند، آغاز می‌شود. او با جملاتی مبهم و مرموز درباره حقیقت و دروغ، سعی دارد به تماشاگر گوشزد کند آنچه در ادامه خواهد دید بهای دروغ‌هایی‌ست که انسان‌های بی‌گناه تاوان آن را پرداخت کرده‌اند. تصویر به دار آویخته شده‌ی وی را می‌توان تمثیلی برای پایان حکومت شوروی دانست. همانطور که گورباچف حادثه چرنوبیل را پایان کار و دلیل اصلی فروپاشی شوروی نامیده بود.

چرنوبیل، شوروی دهه هشتاد را چنان نزدیک به واقعیت به تصویر می‌کشد که گویی در حال تماشای یک مستند هستیم. استفاده از طیف رنگ‌های خاکستری که به خوبی سردی و خفقان حاکم بر زندگی مردم را نشان می‌دهد، لباس‌ها و صورت‌های رنگ پریده و افسرده‌ی مردم شهر و حتی جزئیاتی شبیه نوع حصار پنجره‌ها همگی به تماشاگر کمک می‌کند خود را وسط ماجرا ببیند.

سریال از دو بخش اصلی تشکیل می‌شود بخش نخست به خود ماجرا و نحوه وقوع آن، چگونگی کنترل این فاجعه و پاکسازی محل می‌پردازد و بخش دوم آن به ریشه یابی و بررسی دلیل وقوع انفجار هسته‌ای اختصاص می‌یابد.

داستان به صورت خطی جلو می‌رود. ابتدا کارکنان نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل را در آستانه وقوع حادثه‌ می‌بینیم که با مدیر خود دیاتلوف درگیری لفظی دارند و در مقابل دیاتلوف با خونسردی اصرار دارد خطر را نادیده بگیرد. همین سکانس نقطه آغاز دروغ‌هایی‌ست که پشت سر هم ردیف می‌شوند و بر شمار قربانی‌ها اضافه می‌کنند.

مهمترین هدف از ساخت سریال چرنوبیل نمایش سیاست‌های نادرست و مرگبار حکومت سوسیالیست شوروی است و در این راه سکانس‌های جذابی خلق می‌کند. یکی از مهمترینِ این سکانس‌ها جلسه‌ای‌ست که مسئولین شهر بدون توجه به هشدارهای پرفسور لگاسف (مسئول اصلی مدیریت بحران)  تصمیم می‌گیرند برای حفظ آبروی حکومت شوروی، بجای تخلیه کامل شهر، مردم را قرنطینه کنند و آنها را در بی‌خبری کامل نگه‌دارند. اینجاست که سیاه‌ترین روی سیاست نشان داده می‌شود و آن مهم نبودن جان مردم در برابر حفظ آرمان‌های حزب است. جالب آنکه در قسمت دوم شربینا( مسئول اجرایی مدیریت بحران) با تاثیراتی که از صحبت های لگاسوف گرفته است، دستور تخلیه شهر را می‌دهد. و دقیقا همان فردی که دستور قرنطینه شهر را داده بود، حالا خود را به عنوان یک شهروند ساده‌ی بی‌اطلاع جا می‌زند و از شهر دور می‌شود. فردی که شاید بیشترین ضربه را به مردم زده باشد.

در سکانس مهم دیگری، مردم شهر و کودکان را می‌بینیم که با خوشحالی به تماشای ذرات رادیواکتیو نشسته‌اند بدون آنکه از خطرات آن آگاه باشند. این تنها صحنه‌ی سریال است که در آن مردم شوروی شاد و خندان تصویر می‌شوند، در حالیکه با مرگ فاصله‌ی چندانی ندارند.

سریال چرنوبیل در نمایش تصاویر دلخراش از آتشنشان‌هایی که تصور می‌کردند با یک آتشسوزی معمولی طرف هستند و مردم از همه جا بی‌خبری که قربانی شدند، بسیار موفق عمل می‌کند و شاهد صحنه‌های تکان دهنده‌ای از تاثیرات تشعشعات هسته‌ای در نابودی بدن انسان هستیم. شمار کامل قربانیان فاجعه اتمی چرنوبیل که این انفجار تاثیر مستقیمی بر روی جسمشان گذاشته، رقمی در حدود 600 میلیون نفر بوده است.

در واقع سریال در نشان دادن قربانی‌ها بی‌نقص عمل می‌کند و تماشاگر را غمگین و متاثر و وحشت زده می‌کند. اما در مرحله نمایش فداکاری‌های مردم روس و آنهایی که جانشان را فدا کردن تا  مردم یک قاره را نجات دهند، کمی بی‌انصاف است. دوربین به این شخصیت‌ها نزدیک نمی‌شود و پرهیز دارد از اینکه برایمان قهرمان‌هایی دوست داشتنی و به یادماندنی خلق کند. به گونه‌ای که پس از پایان سریال تصویر هیچکدام از آنها، جز سرکارگر معدن در ذهنمان نمانده است. درحالیکه می‌توانست با شخصیت‌پردازی بهتر، چرنوبیل را به یک اثر دراماتیک و به یادماندنی‌تر تبدیل کند.

با این وجود چرنوبیل یک صحنه بی‌نظیر دارد و آن جایی‌ست که فردی از طرف مقامات به دیدار معدنچیان آمده تا آنها را برای کمک به چرنوبیل ببرد. کارگران در یک صحنه نمادین دستان سیاه خود را به شانه و صورت فرد شیک پوش که کت و شلوار روشنی بر تن دارد می‌زنند و او را سیاه می‌کنند. گویی او نماد یک حکومت است که رفته رفته سپیدی ساختگی‌اش کنار می‌رود و سیاهی درونش را می‌بینیم.

 نقطه ضعف دیگر سریال را باید بخش‌هایی دانست که به جای تصویر، با دیالوگ‌های علمی بیننده‌اش را بمباران اطلاعاتی می‌کند. بطوریکه اگر اطلاعات مختصری درباره فیزیک هسته‌ای نداشته باشد کاملا گیج می‌شود انگار بخواهیم به یک دانش آموز دبستانی آموزش دیفرانسیل بدهیم. همین امر در قسمت سه و چهار ریتم خوب ابتدایی سریال را کند می‌کند.

قسمت پایانی که مربوط به رازگشایی از علت وقوع حادثه است تا حد زیادی ساده سازی شده و با توضیحات قدم به قدم پروفسور لگاسف و فلاش‌بک‌های به موقع تماشاگر کاملا متوجه دلیل رخ دادن فاجعه و مقصران اصلی و فرعی آن می‌شود. در واقع قسمت نهایی را باید یک ماراتن نفسگیر دانست که به وضوح نشان می‌دهد اگر افرادی نالایق که روی ایدئولوژی‌های خود تعصب بی‌جا دارند، در راس حکومت باشند می‌توانند نه تنها مردم یک کشور، بلکه یک قاره را نابود کنند. قسمتی که با شجاعت سه شخصیت اصلی سریال پرفسور لگاسف، خومیوف و شربینا برای اولین بار حقایق حادثه در یک دادگاهی خصوصی فاش می‌شود و ما را وادار می‌کند به فکر کردن به دیالوگ‌های لگاسف : هر دروغ باعث می‌شود بدهی‌ات به حقیقت بیشتر شود. دیر یا زود این بدهی باید پرداخت شود. اشتباه گرفتن دروغ با حقیقت کار سختی نیست. خطر اصلی این است که اگر دروغ‌های زیادی بشنویم، دیگر اصلن نمی‌توانیم حقیقت را تشخیص بدهیم. آن موقع چه کاری می‌توانیم انجام بدهیم. دیگر چه می‌ماند به جز رها کردن امید به حقیقت.

نویسنده: مونا باغی
  • ویدیوها
ارسال نظر
عکس خوانده نمی شود

باکس آفیس هفتگی

عنوان
هفته
سالن
فروش هفتگی
فروش کل

10
81
420,102,000 تومان
12,745,866,000 تومان
آستیگمات
آستیگمات مجیدرضا مصطفوی
2
89
417,274,000 تومان
1,480,335,000 تومان
خانم یایا
خانم یایا عبدالرضا کاهانی
3
89
328,276,000 تومان
3,007,860,000 تومان
لازانیا
لازانیا حسین قناعت
9
104
272,980,000 تومان
4,148,542,000 تومان
پیشونی سفید 2
پیشونی سفید 2 جواد هاشمی
8
136
253,271,000 تومان
4,132,191,000 تومان
پاستاریونی
پاستاریونی سهیل موفق
1
87
247,093,000 تومان
2,396,504,000 تومان
لس آنجلس تهران
لس آنجلس تهران تینا پاکروان
8
79
213,579,000 تومان
7,177,351,000 تومان
وای آمپول
وای آمپول علیرضا محمودزاده
3
100
207,393,000 تومان
1,227,446,000 تومان
هشتگ
هشتگ رحیم بهبودی فر
10
79
138,293,000 تومان
3,708,081,000 تومان
سرو زیر آب
سرو زیر آب محمدعلی باشه آهنگر
2
81
127,231,000 تومان
500,002,000 تومان
گرگ بازی
گرگ بازی عباس نظام دوست
6
38
124,552,000 تومان
1,287,174,000 تومان
هزارپا
هزارپا ابوالحسن داوودی
22
19
97,288,000 تومان
37,986,101,000 تومان
عرق سرد
عرق سرد سهیل بیرقی
10
22
56,152,000 تومان
2,046,657,000 تومان
در مسیر باران
در مسیر باران حامد کاتبی
6
22
18,027,000 تومان
138,022,000 تومان
تنگه ابوقریب
تنگه ابوقریب بهرام توکلی
17
8
14,433,000 تومان
5,646,681,000 تومان
جاده قدیم
جاده قدیم منیژه حکمت
10
4
2,082,000 تومان
577,547,000 تومان
من دیوانه نیستم
من دیوانه نیستم علیرضا امینی
19
1
925,000 تومان
394,283,000 تومان
دلم می خواد
دلم می خواد بهمن فرمان‌آرا
25
1
906,000 تومان
1,542,877,000 تومان
فیلشاه
فیلشاه هادی محمدیان
37
1
624,000 تومان
7,906,077,000 تومان
گام‌های شیدایی
گام‌های شیدایی حمید بهمنی
5
3
605,000 تومان
3,553,000 تومان
سوفی و دیوانه
سوفی و دیوانه مهدی کرم پور
10
6
579,000 تومان
225,765,000 تومان
دم سرخ ها
دم سرخ ها آرش معیریان
18
1
336,000 تومان
2,511,186,000 تومان
خاله قورباغه
خاله قورباغه افشین هاشمی
23
1
150,000 تومان
2,386,427,000 تومان
پشت دیوار سکوت
پشت دیوار سکوت مسعود جعفری جوزانی
16
1
144,000 تومان
142,445,000 تومان
ماهورا
ماهورا حمید زرگرنژاد
9
1
25,000 تومان
206,418,000 تومان

شبکه های اجتماعی